۲۱:۲۴ ۱۳۹۴/۱۱/۵
بوسه گیرای تو دیشب نمیدانی چه کرد
غمزه چشمان تو دیشب نمیدانی چه کرد
من در آغوش تو بودم تا همان وقت سحر
گرمی آغوش تو دیشب نمدانی چه کرد
مست گشتم مست مست از آن پریشان موی تو
عشوه های تا دم صبحت نمی دانی چه کرد
عقل وهوشم پر کشید تا تو به بالین امدی
دست گرمت با دلم اخر نمیدانی چه کرد
من به آن شیرینی لبهای تو عاشق شدم
عاشقی با این دل رسوای من ،تو بین چه کرد
یاد دیشب را درون سینه ام حک میکنم
این دل من با تمام عشق تو بودن را نمیدانی چه کرد