۲۱:۲۹ ۱۳۹۴/۱۱/۵
میتوانم واژه در هم کنم
افاق را برای شب مرهم کنم
میتوانم تابلویی از عشق بر پا کنم
یا که هر دم دران
مست و شیدایی کنم
دست و پای سر نوشت را
بسته ور به معشوق خود
قربانی کنم
باهزار بهانه دارم
برانها مهر بانی کنم
دل ها را در ان تابلو
آیه خانی کنم
رخ بگرداند کس
معشوق دران خود ببیند
آیینه خانی کند
دست خود از همه شسته
بر زندگی یار بانی کند
عشق را هدیه از جانب خدا
بر دل مهمانی کند
دوست دارم درون واژها عشق فریاد و میدان داری کند
می تو اند تا اب
دناله سودایی کند
بعد ان هم یک عمر بر عشق
"حکم رانی کند" ...م.ن