۲۱:۳۲ ۱۳۹۴/۱۱/۵
دلم از جنس بهاراست پاییز اما روا نیست
خرامیدآهوی نگاهم؛ نگاهی سمت او نیست
برده دل آنکه ندارد بهرما هوش و حواسی
عجب رسم عجیبیست رسم قانون اساسی
شاعر: #انسیه_زند
مجلس ازلایحه ی" عشق ممنوع" فریاد سرآورد
ای لا مروت نیست انصاف این گونه بر آورد
در مجلس نیک رویان بنشین؛چند نکته بیاموز
تصویب نهاییست ؛با رأی نگاهت آتش نیفروز
آنکه دل داده به ناز نگهت هم؛ خدایی دارد
پیش صاحب دلان؛نگاهش جان فدایی دارد
شاعر: #انسیه_زند
خار باشم چه گناهیست منت بوستان کشم؟
من که طاووس بخواهم جور هندوستان کشم
سر از پرده برون آر؛ نگهی کن به حالم ز عداوت
حکم کن حد جزایم؛ امروز هم بشود روزعدالت
من باز همانم؛آهوی وحشی اما به دشت نگرانت
تیر بزن شکارچی به قلبم امان از دست مژانت
شاعر: #انسیه_زند
من بهارت؛تبر باش بنیاد ز باغم بر انداز
ابر پاییزی اگر؛ لرز به احساس داغم نینداز