خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۲   ۱۳۹۴/۱۱/۶
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شنیدم مصرعی شیوا که شیرین بود مضمونش
    منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش

    به خود گفتم تو هم مجنون یک لیلای زیبایی
    که جان داروی عمر توست در لبهای میگونش

    بر آر از سینه جان شعر شورانگیز دلخواهی
    مگر آن ماه را سازی بدین افسانه افسونش

    نوایی تازه از ساز محبت در جهان سرکن
    کزین آوا بیاسایی ز گردش های گردونش

    به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ دیگر زن
    که خود آگاهی از نیرنگ دوران و شبیخونش

    ز عشق آغاز کن تا نقش گردون را بگردانی
    که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش

    به مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیین
    همه شادی است فرمانش همه یاری است قانونش

    غم عشق تو را نازم چنان در سینه رخت افکند
    که غمهای دگر را کرد ازین خانه بیرونش

    غرور حسنش از ره می برد ای دل صبوری کن
    به خود بازآورد بار دگر شعر فریدونش



    فریدون مشیری
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان