۱۷:۴۹ ۱۳۹۴/۱۱/۶
خانم گمانم من شما را دوست...
حسی غریب و آشنا را دوست...
نه نه! چه می گویم فقط این که ببخشید
آیا شما یک لحظه ما را دوست؟ ...
منظور من این است که آیا شما هم ...
من با شما این قصه ها را دوست...
ای وای! حرفم این نبود اما نوشتم
سردم شده آب و هوا را دوست...
حس عجیب پیشتان بودن غریب است
نه! فکر بد نه! من خدا را دوست...
از دور می آید صدای پای مبهم
حتا همین پا و صدا را دوست...
این بار دیگر حرف خواهم زد یقینن
خانم گمانم من شما را دوست...دارم!