خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۸
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تا گریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برم
    در غمت از لاغری، چون شاخه‌ی نیلوفرم

    تا گرفتی از حریفان جام سیمین، چون هلال
    چون شفق، خونابه‌ی دل می‌چکد از ساغرم

    خفته‌ام امشب، ولی جای من دل‌سوخته
    صبحدم بینی که خیزد دود آه از بسترم

    تار و پود هستی‌ام بر باد رفت، امّا نرفت
    عاشقی‌ها از دلم، دیوانگی‌ها از سرم

    شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
    آتشی جاوید باشد، در دل خاکسترم

    سرکشی آموخت بخت از یار، یا آموخت یار
    شیوه‌ی بازیگری، از طالع بازیگرم؟

    خاطرم را الفتی با اهل عالم نیست، نیست
    کز جهانی دیگرند و از جهانی دیگرم

    گر چه ما را کار دل، محروم از دنیا کند
    نگذرم از کار دل، وز کار دنیا بگذرم

    شعر من رنگ شب و آهنگ غم دارد رهی
    زان‌که دارد نسبتی با خاطر غم ‌پرورم


    " رهی معیری "
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان