خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۸
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    گذر از کوچه بن بست دلت کردم و دلدار شدم
    من در آن بیخبری ماندم و تبدار شدم

    تب عشق تو بسوزاند حریم دل پرغصه من
    چه غریبانه در آن وادی غم نقطه پرگار شدم

    رفتم از کوی تو و خنج به رخسار زدم
    جامه از بحر جنون کندم و بی عار شدم

    نقش رخسار تو را بردم و در دشت فغان
    همچو فرهاد به دل ، تیشه بدهکار شدم

    آشنایان همه بر زخم دلم خار شدند
    گر چه جان داده ، طبیب دل بیمار شدم

    من که در بستر بیماری تو جان فکنم
    فارغ از خواب ازل گشته و بیدار شدم

    دل فرو بستم و بر گیس غمت چنگ زدم
    ناوک چشم تو را سرمه خونبار شدم

    دردم از هجر خودم بود و غم از دوری یار
    لب فرو بسته و استاد در انکار شدم.
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان