۰۰:۴۴ ۱۳۹۴/۱۱/۹
كيش و مات تو شدم نابغهء مهره ی دل !!
دل مريخيِ من باخت به تو زُهره ی دل !!
بدترين شيوه همين بود،كه تو حمله كني !!
منِ بيچاره شَوم برده ی دل !!
رفته بودم سرديوار دلم بهرِ رُخَت!!!
بي خبر رِخنه نمودي تو در قلعه ی دل !!
شيوه ات مهر و محبّت كه شدم ماتِ دِلت!!
دست بر مهره شدم آمدي دُردانهء دل !!
چيره دستي آرى!، شاه دِلم تسليم است !!
تو چه ملموس شكستي سراپردهء دل !!؟
من كه ماتَم به تو و بازيِ شطرنج دلت !!
برو خوش باش در اين بازي شدي شهره ی دل !!