خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۶:۰۰   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذری
    با دلم گفت نگاهت : نگران می گذری

    خبرت هست که دل از تو بریدم زین روی
    دیده می بندی و چو بی خبران می گذری

    گاه بشکفته چو گلهای چمن می آیی
    روزی آشفته چو شوریده سران می گذری

    ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را
    که به ناز از بر صاحب نظران می گذری

    بگذر از من که ندارم سر دیدار تو را
    چه غمی دارم اگر با دگران می گذری

    ای بسا ماه رخان را که در آغوش گرفت
    خاک راهی که عروسانه بر آن میگذری

    ناز مفروش و از این کوچه خرامان مگذر
    که به خواری ز جهان گذران می گذری

    تو هم ای یار چو آن قوم که در خاک شدند
    روزی از کارگه کوزه گران می گذری

    مهدی سهیلی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان