خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۰۱   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من
    همان جعبه ی مدادرنگی رادارم

    بارهم
    موهایت سیاه می شود
    چشمانت قهوه ای
    گونه هایت سرخ
    سرت راباببر
    اسمان ابیست
    ابرها بیرنگ
    خورشیدکه خواست طلوع کند
    زرد
    میشود
    ومن
    کوچه ای رانقاشی میکنم
    که ازان ردمی شوی
    باطرح شال گردنی
    که عطرمرامیدهد
    با
    درختانی سپید
    ازشوق زمستان
    فقط کوچه یخ بسته ازسرما
    مبادا
    لیز بخوری
    میترسم
    تانرسیده به درب
    خانه ای
    زرشکی
    من بدوم
    تورادراغوش بگیرم
    وباز
    هوس برف بازی بزند
    به سرت
    من که دست کش هایی که برایم خریده ای رادرخانه جاگذاشته ام
    بازمحو خنده های بلند توام
    که داری
    شیطنت میکنی
    ومرابه بازی گرفته ای
    دراغوشم

    #عرفان یزدانی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان