خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۱/۱۱
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
    مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش

    گه می‌فتد از این سو گه می‌فتد از آن سو
    آن کس که مست گردد خود این بود نشانش

    چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
    من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

    اندیشه‌ای که آید در دل ز یار گوید
    جان بر سرش فشانم پر زر کنم دهانش

    آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
    وان شیوه‌هاش یا رب تا با کیست آنش

    این صورتش بهانه‌ست او نور آسمان ست
    بگذر ز نقش و صورت جانش خوش ست جانش

    دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
    پس این جهان مرده زنده‌ست از آن جهانش
    مولانا
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان