۲۱:۵۹ ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
با وامی از قالب شعر
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه
باران 🌹
باز باران
سردی دلتنگ پاییز
می زند خود را پیاپی
بر دلی از غصه لبریز
باز باران ....
بی بهانه
با سرودی عاشقانه
کو زند هر لحظه فریاد
اندرون سرد خانه
باز باران
باز اندوه رهایی
پشت دیوار مانده مردی
نالد از دست جدایی
مردی از جنس شقایق
قصه گویی از حقایق
باز باران
بازهم اندوهی از جان
شاعری افتاده در بند
میسراید شعری از نان
باز باران
میخورد بر سقف زندان
باز باران
باز باران .........
#ایرج_بهرام_نژاد