خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۰۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    به آیینت قسم حتی قلم هم گیج و لرزان شد

    تمام شعر من از شوق تو گیسو پریشان شد



    نقابی بسته ای بر چهره ات دیوانه ی شاعر

    و چشمان خدا پشت نقابت خوب پنهان شد



    بخند و آسمان چشم شاعر را بباران و

    بدان لبخند تو در این غزل آیینه گردان شد



    نوشتم آینه ... آیینه یعنی تو نه یعنی من

    حضورت معنی آیات سحر آمیز قرآن شد



    غزل ویرانه شد از رفتنت فالم خبر دارد

    چرا که اسم تو تعبیر نقش توی فنجان شد



    برایت بی گمان من حکم آن دیوار را دارم

    که قلب تیر خورده روی آن مفهوم ایمان شد



    نقاب از چهره ی خود بر نداری ،گفته ام آنشب

    که اینجا ماجرای جنگ بین عشق و وجدان شد



    امید صباغ نو
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان