خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۵:۳۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در تنم رقصيد و آتش وار طوفان آفريد
    او كه طوفان را چنين گيسو پريشان آفريد!

    هيزمي انبوه در جان و تنم انباشت و
    آتشش زد تا اجاقي در زمستان آفريد

    مي رسانَد ما دو تا را در خم يك شب به هم
    او كه ابروهاي پيوسته فراوان آفريد!

    او كه بعد از رنج كابوس زمستان، بي دريغ
    اتفاقي تازه در آغوش گلدان آفريد

    وسعت دنيا براي عشقمان كافي نبود
    پس نشست و فال ما را توي فنجان آفريد

    قهوه اش را هم زد و ما را به رقصي ناگهان...
    قهوه اش را هم زد و رقصي دو چندان آفريد!

    مكث كرد و دكمه هاي ذهن خود را باز كرد
    ما دو تا را در دوبيتي هاي " عريان " آفريد!!!

    عشق، سردش شد سپس با آخرين كبريت خود
    كاج جشن كوچك ما را چراغان آفريد!!
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان