۰۱:۳۷ ۱۳۹۴/۱۱/۱۶
ما که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار
دل به تو بستیم ،و آخر دل شکستی روزگار
خوب بودم ،پس چرا کاتب برایم غم نوشت
کی روا باشد جوابم با بدی، ای روزگار
فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام
بهر شاگردت عجب سنگ تمامی روزگار
گر برای دیگران مثل بهاران سبز سبز
بهر من ،پاییزی وفصل خزانی روزگار
میکنم دل خوش به هر چیزی حسودی میکنی
مثل رهزن میزنی بر خنده ام، چنگ روزگار
کاش می گفتی ز آزارم چه حاصل میشود
وای عجب بی معرفت ،اهل جفایی روزگار
چون پرنده باچه شوقی لانه برهم میزنم
دست بی رحمت کند خانه خرابم روزگار
چرخ گردون بادلم نامهربان باشد، ولی
باهمه درد وغمت بازم صبورم روزگار!!؟