۲۲:۴۸ ۱۳۹۴/۱۱/۱۶
مرگ هم دزدانه با ما عشقبازی می کند
گرچه گاهی زندگی ، لطفی مجازی می کند
سال ها بر دوش خود ، بردیم تابوت تهی
شعر هم ، دل را اسیر بی نیازی می کند
هیچ رازی نیست شاید ، در هبوط سیب سرخ
رود ، با تنهایی خود گریه بازی می کند
عشق حتی فرصت یک سجده را از ما ربود
دل که پرخون شد ، هوای بی نمازی می کند
آه ، ای فرزانگان ناگزیر از عشق و مرگ !
پس چرا عقل ، این همه روده درازی می کند ؟
راه ها از هفت سو بسته ست ، اما شک نکن
مرگ ، روزی شوق ما را چاره سازی می کند