خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۰۱:۳۶   ۱۳۹۴/۱۱/۱۷
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نشنواز نی،گفته اش دل خون کند
    بشنو از می، عاقلی مجنون کند

    تا که نی در خون نگردد نیست نی
    می که تا دلخون نگردد نیست می

    بشنو از نی در حریم خون نشست
    بر تن آن عشق خود گلگون نشست

    بشکن آن نی را بجز آن شهد نیست
    نارفیقان را وفا بر عهد نیست

    نی به عشق می خمار از هم شكافت
    می به یاری از نی و از جان شتافت

    می به نی می گفت : بس ! شکوای خود
    ناله بس کن بس کن این آوای خود

    سینه را بر تیغ نامردان نهی
    یا برای بی خردها، جان دهی

    مشنو از نی ، نی حدیث از غصه هاست
    بشنو از می كز پی اش اندیشه هاست

    نی نوایی از دل واز خون شدن
    می به راه و در پی مجنون شدن

    نی شکست از غصه، گشتش سر نگون
    ساقیا، می در خم و دل در جنون

    نی شكست و اشك من چون خون شده
    جام من از می ببین افزون شده

    نی به می گوید : شکن ؛ از عشق یار
    خسته ام از ظلم و جور روزگار

    ای بهار آن نی ندارد اختیار
    بشنو از می شکوه های بی شمار
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان