۰۱:۴۷ ۱۳۹۴/۱۱/۲۵
مهتاب شد و بوی خوش یار نیامد
جانم به لبم آمد و محبوب دل آزار نیامد
گفتیم مگر بار دگر وقت سحر آید و دیدیم
شامم به سحر آمد و انگار نه انگار نیامد
گفتیم که چون یوسف و از چاه در آییم
افسوس که آن یار خریدار به بازار نیامد
دردا نفسی نیست که دگر ناله بر آریم
چون ناله ز دل کردم و بسیار نیامد
هردم به وصال لب او ناز کشیدیم
دیدیم سرانجام سپیدار وفا دار نیامد
شاید که بهاری دگر آید گل زیبا
افسوس که عید آمد و آن قمری گلزار نیامد
ماییم که شوریده دل و زار و حزینیم
چون مرغ به دام دل دیوانه گرفتار نیامد
مهدی رشیدی