خانه
2.99M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۵۷   ۱۳۹۴/۱۲/۱۳
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آنكه بر خوان غم عشق تو مهمانم كرد
    خاطرش شاد كه شرمنده ی احسانم كرد
    گفته بودم كه ننوشم می و عشرت نكنم
    فصل گل آمد و از گفته پشیمانم كرد
    جان من از مرض عشق بفرمان تو شد
    نازم آن درد كه شایسته ی درمانم كرد
    هدهد باد صبا نامه ی بلقیس وشی
    بر من آورد و از آن نامه سلیمانم كرد
    آنكه از برگ گلش خار خلد بر كف پا
    چشم بد دور كه جان سر م‍ژگانم كرد
    گر دلت سنگ بود میشود از غصه کباب
    گر بگویم که فراق تو چه با جانم کرد
    دوش از زلف شكن در شكنت باد صبا
    بسكه آشفته به من گفت پریشانم كرد
    بی تو ای غنچه دهانسیر گل و گردش باغ
    غنچه سان، تنگدل و سر بگریبانم كرد
    آفرین بر قلم شهد فشانت "آتش"
    كه ز شیرین سخنی شهره ی ایرانم كرد آتش اصفهانی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان