۱۲:۳۲ ۱۳۹۴/۱۲/۱۳
حوالی دلم شبی بیا و آشیانه کن
به خلوتم گذر کن و نگاه عاشقانه کن
شدم غزل نشین تو ز این و آن حذر کنم
سپیده تا نزد سحر دعای عارفانه کن
ز عابران شهر خود بپرس حال خسته ام
دلم انار خون شده ،بياودانه دانه كن
تمام هستیم شدی تو شورومستيم شدي
به شعروبرشعور من نگاه شاعرانه کن
عزیز دوراز نظر!غریب آشناي من
به حكم آمدن خوشم ،تو ساز اين ترانه كن