خانه
2.99M

شعر و شیدایی

  • ۱۰:۰۱   ۱۳۹۴/۱۲/۱۵
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
    چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
    من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
    تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
    خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
    تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
    ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
    من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
    در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
    در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
    من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
    من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
    از آتش سودایت دارم من و دارد دل
    داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
    دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
    کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
    ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت؟
    روی از من سر گردان شاید که نگردانی *

    * رهی معیری

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان