محسن 125 :
رفقا ...سلام :)
مادر: سر شام گريه نكنين، غذا رو به مردم زهر نكنين. سماور بزرگ و استكان نعلبكي هم به قدر كفايت داريم،
راه نيفتين دوره در و همسايه پي ظرف و ظروف.
آبرو داري كنين بچه ها،
نه با اسراف. سفره از صفاي ميزبان خرم مي شه نه از مرصع پلو. حرمت زنيت مادرتون رو حفظ كنين.
محمد ابراهيم، [گوشت قيمه را] خيلي ريزش نكن مادر،
انوقت ميگن خورشتشون فقط لپه داره و پياز داغ.
محمد ابراهيم (محمدعلي كشاورز): لغز بخونن طعنه رو پهنه مي كنم مي كوبم تو ملاجشون. دكي اينو.
مادر: مي مونه يه حلوا،
هديه صاحبان عزا به اهل قبور. اين تنها شيريني ضيافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.
روغن خوبم تو خونه داريم، زعفرونم هست، اما چربي و شيريني ملاك نيست،
اين حرمتيه كه زنده ها به مرده هاشون مي ذارن. اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله ست. فقط دلواپس آردم.
خاطر جمع نيستم. مي ترسم مونده باشه.
محمد ابراهيم: آرد هشتر خان مي خرم برات، فرد اعلا، حلوا مي پزم، تر حلوا.

اااااااااااااااااااااااااااااااا ببین کی اومده!
کجا تشریف داشتین آقامحسن! لطفا با ولی تشریف بیارید