مهرنوش :
سلام بچه ها
من نظرم اینه که 4 سیزن داشته باشیم یا حداقل 3 سیزن
باسمن ها سیزن آخر باشن و تکاما اینقدر کلیشه ای بد نباشه و ما خوب! به نظر انگیزه های جهانگشایی وقدرت طلبی پادشاه ها منطقی تره، حالا تکاما یکم خشن هم هست.
به نظرم یک ایده ی کلی ترسیم کنیم وداستان رو یکم خلاقانه کنیم و روی همون چهارچوب جلو بریم، الان یک جوری شده که قسمت های نویسنده ها داره مستقل از هم می شه که بهتره ارتباطشون رو برقرار کنیم.

سلام مهرنوش.
الان که نهایتا 3 قسمت دیگه مونده بنویسیم و چون چند قسمت فوکوس کردیم روی خودمون نمیتونیم توی این فصل اتفاق مهمی رو رقم بزنیم اما میشه یه سری اتفاقات رو جرقه ش رو زد.
هر کسی بیاد در مورد جرقه های ممکن حرف بزنه. مثلا تو بگو این کتیبه ها چطوری میشه ما رو بندازه به جون هم که کمی هماهنگ باشیم چی به چی میخواد بشه. من کلا موافقم که اتفاقات کلی درگیری بین اقلیم ها رو تصویب کنیم یعنی یهو هر کس تو قسمت خودش یه اتفاقی رو پیش نبره و مثلا طرف رو شکست نده تا مشخص نشده چی میخواد بشه. در مورد کتیبه ها و احتمالاتش صحبت کنیم.
من برای درگیری با اکسیموس الان دو تا اتفاق رو موازی دارم پیش میبرم. یکی اینکه کشورگشایی میکنم جنوب اونها و دو بندر آزاد میشم. یکی اینکه بخشی از نیروهای تایرل رو به خواست خدا نیروهای گم نامم دستگیر میکنن تو کوه و کمر با یه فرمانده. اونا میتونن توی اعترافاتشون چیزایی بگن که باعث درگیری هایی بشه. (حتی مثلا اونا هم ممکنه از بحث کتیبه ها اطلاع داشته باشن یا هر چیزی که توافق بشه)
با ریورزلند هم آخر این فصل یه جرقه جدید میزنیم و جرقه م با سیلور پاین فعلا شارلی هست که تا پایان فصل مهمتر میشه.