۱۸:۲۳ ۱۳۹۶/۷/۳۰

خوب برم سر نقدهای صحفه سه بلاخره :
* نوشان : اینکه خود کیموتو میگه که از باستان باسمن برای اقلیم ها مشکل ایجاد میکرده و اسپروس تو روش میگه از باستان خونخوار بودید و کیموتو نه ناراحت میشه و انگار موافق هم هست نمیخوره. چونکه مثلا باسمن در برهه حساس کنونی گیر یه شاه خونخوار افتاده. اینکه اسپروس به نماینده اکسیموس گفته که اگه مذاکرات به نتیجه نرسه ما در کنار شما با دو اقلیم دیگه میجنگیم، به شخصیتش و شرایط داستان نمیاد. دیالوگ های قسمت سوم هم ایراداتی داشت.
نکات مثبت زیادی بود، مثل فضاسازی سرما و آفتاب بی رمغ و شومینه که عالی بود، ریتم اقلیم که متفاوت و مستقله و روحیات و رفتارهای افرادش جالبه. بعضی چیزهای دیگه رو هم دوستان گفتن من چون خوندم دیگه نمیگم.
* فرک : ایرادات زیادی نداشتی یکی حمله به پشت اکسیموس نمیتونسته اون موقع درست باشه اما شاید بگی تصمیم شاه بوده، یکی هم این آخر تو مذاکرات جوری صحبت میکنی که انگار سیلورپاین تهدید شده اما اینطور نبوده.
نکات مثبت هم از قبیل صحنه جنگ و تنگه که خیلی باحال بود، دیالوگ های شاردل و کیموتو در مورد باسمن. گلوری و پیشنهاد سفارتخونه ها.
* مهرنوش : همچنان شخصیت هایی مثل موناسوس دستیار مهم پایان، نقش های یک خطی دارن و به سرعت از داستان حذف میشن در حالی که مثل آدمی که میخواد بیاد توی داستان شروع میشن. ارسال دخترها تو هم میتونی بگی تصمیم شاه بوده درست یا غلط اما به فضا و شرایط و تجربه ای که ازشون سراغ داریم نمیخوند و بیش از حد ریسکی بود.
نکات مثبت رفتارهای دخترها و طنزی که توی اتفاقاتشون هست جالبه، ریتم خوبی داری و دیالوگ های پلین با اسپروس و مذاکراتت جالب بود.