نوشان :
نوشان اين توافقات كلي هست و فقط براي اين مي گيم كه متناقض با هم ننويسيم. مثلا من نگم رابطه ريورزلند با دزرتلند تيره و تار بود بعد بهزاد داستانش رو بر اين پايه شروع كنه كه روابط توي اين پنج سال گسترش خوبي پيدا كرده بود.

بخوام یه چیزهای کلی بنویسم:
سیلورپاین منطقه کوهستانیه و کوهها یه جورایی باعث شده این اقلیم هیچ وقت نگران مرزهاش نباشه و همیشه فکر و ذکرش مرزهای آبیش باشه واسه همینم تو فصل قبل یه جا گفتم نیروی دریایی قوی ای داره یعنی فکر و ذکرش دفاع از مرزهای آبی بوده ( که البته تو قضیه اوشانی مشخص شد خیلی چیزها باید باز تصحیح بشه) این پنج سال اینها رو همون سلاح ها کار کردند که البته بیشتر در زمینه دفاعیه نه حمله
رابطه ما عین قبل با هر سه اقلیم خوبه ولی با دزرتلند بهتره مخصوصا بعد از ازدواج شارلی و اسپروس
بعد از گذشت سه سال و پایان مدتی که منع رابطه با باسمون ها ، اونها دیگه برنگشتند به سیلورپاین و اقدامی برای شروع دوباره رابطه نکردند ولی اون جاسوسها برگشتند که راجع بهش صحبت میشه.
چیزی که مهمه اینه که اسپروس هنوز تو فکر حمله به باسمونهاست ولی میدونه تنهایی از پسش بر نمیاد و فرصتی برای اینکه پیشنهاد حمله بده به اقلیم های دیگه رو پیدا نکرده هنوز
اونها صاحب یه دختر شدند و شارلی دومین فرزند رو بارداره
الان نمیتونم میام باز مینویسم

در جنگ پیش رو از اونجایی که همسر پادشاه دزرتلندیه در واقع تو از دزرتلند باید حمایت کنی...نظرت چیه؟
دزرتلند در نقشه جدید دست بالا رو داره و بزرگترین سرزمین و قوی ترینه. البته تا پایان داستان بارها مرزها جا به جا میشه و نوبت هممون میرسه که متضرر بشیم،... ضررهای جدی