مهرنوش :
پیشنهاد من اینه که همه در گیر مسایل اصلی داستان باشن، مثلا شاردل به دزرتلند برای حمله چراغ سبز بده، شارلی بتونه بعنوان پل بین سیلواین و دزرتلند عمل کنه و سیلورپاین با اکسیموس ها به نفع دزرتلند وارد جنگ بشه اینجوری که مثلا با ارتشش یک شبیخون بزرگ بزنه و گنج دارک اسلو استار رو بدزدند که اکسیموس ها پول نداشته باشند، بعد نصف ارتشش رو به سمت مرزهای شمالی اکسیموس حرکت بده ، اکسیموس ها ارتش رو برای مقابله به سمت شمال بفرستند ولی نصف دیگه ی ارتش سیلورپاین با تمام ارتش دزرتلند از غرب به اکسیموس حمله کنه و ما غافل گیر بشیم و مقاوت های ما در مقابل این حمله شکست بخوره و این حمله به تصرف مثلا یک سوم جنوب غربی اکسیموس منتج بشه
تمام اتفاقات مثل اتفاقات سیاسی، مجیک ها و اتفاقات عشقی هم همزمان وجود داشته باشه و در دل اتفاق اصلی جلو بره، مثلا در هر قسمت به هر 2 اتفاق پرداخته بشه هم اتفاقات جنگ و هم اتفاقات قصر ها
اینجوری خیلی هیجان انگیز و واقعی به نظر میاد.
البته من پیشنهاد می کنم که قاره های سمت راست رو هم اضافه کنیم.

مهرنوش جان مثلا من بايد چيكار كنم؟ ارتش رو پست مرز خودم مستقر كنم كه در صورت نياز بيان كمك؟ سناريوي جنگيشو ميشه بگي چجوري ميشه