بهزاد لابی :
باحال بود مهرنوش

من متوجه نشدم الان عملیات انجام شده یا میخوای شروع کنی؟ و اینکه ما چقدر از عزم شما برای حمله مطلع میشیم.
اینی که میگی درسته که همچین ازدواج هایی سخت پیش میاد. اما خوب توی دنیای قدیم خیلی وقتها برای صلح کردن هم همچین کارایی میکردن. یعنی در شدیدترین شرایط خصمانه، یهو یه ازدواج باعث صلح نسبی میشد یا موردهای مشابه.
در مورد قدرت نیروی ارتش ها و امکانات و قاره هایی که میشه پیدا کرد و کشورگشایی کرد(مثل همین بار که جزو توافق بوده) اینا رو باید کم کم مشخص کنیم که خیلی متفاوت ننویسیم تعداد نیروهای ارتشمون و قدرتشون و ... که باور پذیری توافقات مشکل نشه.

مرسی بهزاد خان، نه ما هنوز هیچ کاری نکردیم تازه می خوایم اقدام رو شروع کنیم و احتمالا وقتی ارتش ما به خونه بر نگشته حمله ی شما شروع می شه، در مورد قدرت ارتش ها هم 2 تا راه حل وجود داره، اول اینکه با توجه به منابع و صرف وقت و اولویت هر کشور این محاسبه رو انجام بدیم و یا اینکه تعدادی تقریبا متعادل رو برای هر کشور در نظر بگیریم و نتیجه ی جنگ ها رو با توجه به توافقات قبلی مشخص کنیم که فکر کنم این راه دوم بهتر باشه
در مورد ازدواج با توجه به مثال هایی که فرک جون زد کاملا توجیه شدم و نیاز به لو رفتن سناریو هم نبود 
در مورد نقشه هم فرک جون بعد از اضافه شدن قاره جدید در شرق گفت این نقشه ی کل دنیاست و الان همه ی اقلیم ها بعد از اقیانوس به یک ساحل دسترسی دارند ولی اگر می خوایم تغییر بدیم دنیا رو همین الان کامل کنیم که سناریو با توجه به همه ی کلیات و جزییات جلو بره
در مورد اطلاع از وضعیت لشکر کشی ها هم به نظر من از واقعیت های دنیای قدیم الگو برداری کنیم، در اون موقع معمولا دنیا در بی خبری نسبی به سر می برده و معمولا جاسوس ها می تونستن اخباری رو مخابره کنن که اخبار جاسوس هم با تاخیر زیاد و با ریسک زیاد می رسیده و خیلی وقتها درست نبوده، مثلا ما تا وقتی شما در مرزهای جنوبی مستقر نشدین متوجه نشدیم و یا وقتی شاردل به کشور شما حمله می کرد نزدیک مرز متوجه شدیم، الان هم شما متوجه می شید که ما داریم یه کارایی می کنیم و یا ما متوجه می شیم شما می خواید به ما حمله کنید ولی نه خیلی زودتر و نه خیلی با جزییات مگر اینکه دیگه خیلی واقعه نزدیک شده باشه.
البته نظر من اینطوری هست، اگر شما موافق نیستید یا بقیه بچه ها لطفا نظرتون رو بگید.