۱۲:۵۴ ۱۳۹۶/۱۰/۲۰

من نظرات رو تا اینجا که خوندم هر کدوم یه خوبی و یه بدی هایی داره. اما منم اول مشکلم رو مطرح کنم. بعد از بین همه ایده ها چندتا خوبهاش رو بر مداریم و ادامه میدیم.
الان ما اینقدر طرحهای مختلف تو ذهنمون هست که پیاده کنیم ولی در عین حال یک سری کارها رو نباید بکنیم که کلیت مسئله رو زیر سوال برده. الان عملا فاز ما چیه حمله کردیم به اکسیموس؟ وقتی کلیت داستانی که میخواد اتفاق بیفته که مثلا ما هی میریم اونجا میجنگیم بعد باسمن ها میان، و اکسیموس و آرگون ازون طرف برمیگرده و ما برمیگردیم تو کشور خودمون و تموم میشه از جذابیت داستان کم کرده. من میگم در حین نوشتن جزییات این موضوع رو هم بیشتر کنیم که جذاب تر بشه. کلا همه اهداف، نیات و دلایل اتفاقات به نظر من زیر سایه اینکه از یه جایی جلوتر نریم و بعد سریع برگردیم تو کشور خودمون قرار گرفته.
اما در مورد اینکه آیا باسمن ها توی قاره شرقی هم دوستی مثل میسلاها داشته باشن، من مشکلی ندارم. این میتونه باعث بشه که خطر باسمن هم از غرب حس بشه هم از شرق و در واقع یه چیزی تو مایه های جنگ جهانی شکل بگیره تو فصل آخر.
یعنی من از لا به لای این ایده ها نظر شخصیم اینه که وقتی ما داریم با اکسیموس میجنگیم و اونا با آرگون ها میان که کشورشون رو پس بگیرن، همزمان(در طول این داستان های جنگی بهش بپردازیم) قاره ها کلا به تکاپو بیفتن و کم کم باسمن به ریورزلند حمله کنه و میسلا هم به آرگون و اتفاقات سیلورپاین هم باعث بی ثباتی و عدم اطمینان به اونا در بالا بشه و حالا مثلا دزرتلند بره کمک سیلورپاین و کودتا رو با شکست موجه کنه بعدش که سیلورپاین هم بیاد تو تیم ما.
تا همینجاش رو بحث کنیم بعد ببینیم چی میشه.