بچه ها من عمدا یه سری مسائل رو ابتدا گفتم و بعد زیاد بهش نپرداختم، کلا سبکی هست که دوست دارم، مثلا یک چیزی رو الان بگم و مثلا خیلی بعدتر بهش رجوع کنم، این رو به عنوان توضیح بگم بهتون که من یک دفتر دارم و ریزترین اتفاقات رو و اینکه بعدا قرار هست بهش برگردم یا کجا نتیجه ش معلوم شه برای خودم یادداشت کردم، این مواردی که شما گفتید همه در آینده و در جایی که از قبل مشخص شده اشاره میشه، در واقع قرار هست هیجان ایجاد کنه. موضوعاتی که بهش اشاره نکردم رو به پای فراموش کاری یا بی سلیقگی در نوشتن حساب نکنید.
در مورد کلاود داستان دارم و در این فصل هم به رابطه ش با شایموت و شرایطش در حبس خانگی پرداخته شد. قضیه ازدواج شاردل داستان داره، ارتباط سیمون و لابر خیلی قرار نیست ماجرا درست کنه ولی بهش پرداخته میشه. -این رابطه جا داشت توی این فصل هم پرداخته شه و تعلیق عمدی نبود.-
البته این در مورد اتان صدق نمی کنه و چیزی در موردش ننوشتم چون فکر می کردم پرداختن بهش جذابیتی نداره.کلا برنامه خاصی هم جز سپرده شدن سرپرستیش به سیمون و گلوری ندارم.