بهزاد لابی :
|
قسمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
|
سوم
|
نوشان
|
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
|
|
نقاط قوت:
داستان به گرمی شروع شد و چیزی رو لو نداد.
ریتم کلی داستان قابل قبول بود.
|
|
نقاط ضعف:
صحنه ای که بین رفتن آکوییلا به سمت شمال و رسیدنش جا دادی، مناسب نیست و در واقع گذر زمان رو نشون نمیده. فقط شارلی داره دلبانش رو نوازش میکنه و نویسنده یه داستان از گذشته رو برای ما تعریف میکنه و وقتی برمیگردیم انگار زمان زیادی گذشته.
کاروان کوچکی که آکوییلا رو همراهی میکرد، عملا نامرئی بودن. حتی اسب سوم خالی میرفت و لوازم آکوییلا و جیتانا روی یه اسب خالی بود. حس کاروان نگرفتم اصلا.
|

ایراد اولی که بهم گرفتی به نظرم خیلی حرفه ایه واقعا این نکته ای بود که یاد گرفتم ازت موتوشکرم