|
نقاط ضعف:
1- یه جا می گی پلین سواره نظام سبک رو به کارتاگو در جنوب شرقی فرستاد، چند خط بعد می گی"در تکمیل این نقشه تصمیم گرفت که سواره نظام سبک را بجای ارسال به مرکز کشور، نزدیک درگیری نگاه دارد با این هدف که حمله های سریع این نیرو به کاروان های تدارکاتی سرعت پیشروی نیروهای متحد دزرتلند-سیلورپاین را کند یا متوقف کند." چون کاروانهای تدارکاتی از غرب به شرق میان، جمله دوم مغایر جمله اول هست. البته در آینده یعنی تقریبا در قسمتهای پایانی پلین این نقشه رو عملی کرد.
2- وقتی می گی نیمی از مردم شهر فرصت فرار پیدا نکردند. یعنی زمانی که ارتش دزرتلند رسید این عقب نشینی در حال انجام بوده و اونجا احتمالا باید یه درگیریهایی ایجاد بشه، به فرض اینکه مقداری از ارتش برای محافظت از این مردم میخوان اونها رو همراهی کنن. حتی میتونستی تصویری از لحظه بسته شدن دربها بنویسی و ناراحتی مردمی که فرصت نکرده بودن فرار کنن-البته الزامی نداره به عنوان پیشنهاد گفتم ، برای ایجاد هیجان یا تصویر کردن شرایط حاکم-توی این قسمت به خواننده کلی اطلاعات داده میشه اما نویسنده در انتقال حس اصلا موفق نیست.
3- اعلام اینکه ارتش سیلورپاین دارای دژکوب و منجنیق نیست در این لحظه از داستان درست به نظر نمیرسه. پلین اینو از کجا فهمیده.
4- به عنوان یک خواننده دوست داشتم می خوندم که مجیک این کتیبه چطور کار می کنه، بهتر بود در موردش توضیح میدادی. می تونست خیلی جالب باشه.
5- در کل این قسمت پتانسیل بسیار خوبی برای ایجاد هیجان در خواننده داشت ولی متاسفانه این هیجان ایجاد نشد. مثلا صحنه مالاریا گرفتن سرجان رو میشد طوری نوشت تا خواننده ای که دوست داره اکسیموس پیروز بشه واقعا توی دلش خالی بشه.
|