|
نقاط ضعف:
1- من متوجه نشدم که چرا پادشاه از پلین که بسیار آدم مهمی بود در نقش پیک استفاده کرد که بره پاپایان و به ارتش بگه سواره نظام به همراه اسناد و ملت عقب نشینی کنند و مثلا سبک اسلحه بیان فلان شهر. میشد اینو با پیک اعلام کرد. هیچ کار خاصی نداشت توی پاپایان پلین.
2- اونجا هم که نوشتی شاه اکسیموس بر خلاف همه میدونست توی مرز نمیشه دشمن رو شکست داد هم عجیبه. چطور بقیه توی پایتخت فکر میکردن با این ارتش نصفه و نیمه میشه حمله به این بزرگی رو دفع کرد و کلا شکست داد؟
3- به نظر من اینکه پلین از الان سواره نظام سبک اسلحه رو برد کارتاگو که بعدا به کاروان های دزتلند حمله کنند از سه جهت ایراد داره. اول اینکه پلین از الان کامل مطمئنه که شکست میخورن و دو تا قلعه اول فتح میشه که به شخصیتش و عملکردش نمیاد. دوم اینکه کارتاگو همونطور که چند خط بالاتر نوشتی سومین هدف دزرتلند بود و همه دربار فکر میکردند که بعد از پاپایان، نوبت به کارتاگو میرسه. بعدا دزرتلند فن زد رفت پالویرا. یعنی اون الان دقیقا رفته بود به قلعه ای که خودش هدف بعدی بود، پس نمیشد شبیخون زد اگه ما واقعا میومدیم کارتاگو. سومش هم اینکه اصلا مشخص نشد سواره نظام سبک اسلحه اکسیموس که خودش تعلیم داده بود کجا بودن؟ همه شون توی پاپایان بودن؟ اگه آره برای چی؟ یا با خودش آورده بود که پیغام رو بده و برن و چطور اصلا انجام شد خیلی مشخص نبود.
4- هنوز برای من مشخص نشده که اکسیموس آرگون ها رو در ازای چه چیزی به همکاری ترغیب کرد؟ چون اون سرزمین هایی که گرفتنشون برای جفتشون مثل آب خوردن بود، تازه نصفشم با منابعش رسید به اکسیموس. کمکی هم نکردن، وعده خاصی هم ندادن تا اینجا. هنوز نمیدونم چرا آرگون چنین ریسک بزرگی رو پذیرفت و اومد به کمک اکسیموس.
|