فرک (Ferak) :
|
قسمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
|
26
|
نوشان
|
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
|
|
نقاط قوت:
1- ماجرای کاستد عالی بود
2- توصیف شرایط اسپارک بعد از آمدن شارلی به جا بود.
3- توصیف گفتگوی اسپارک و اسپروس باورپذیر بود، توصیف آنچه در ذهن اسپارک می گذشت جالب بود.
4- ایده به اشتباه انداختن ساکنان سانتامارتا برای فهمیدن زمان دقیق حمله جالب بود.
|
|
نقاط ضعف:
1- اگه صنوبر جد اسپروس هست، اسپارک که نهایتا ده سال از اسپروس بزرگتره چطور جد اسپروس رو دیده. (به جرات متوانست بگوید که بیشتر از هروقت دیگری به جدش صنوبر شبیه بود وقتی که از مذاکرات صلحی بیرون آمد که مرزبندی های کنونی را پایه ریزی و به جنگی چندین و چند ساله پایان داد)
2- پیشنهاد برگزاری جشن توسط اسپارک عجیب بود مخصوصا اینکه میگه وقتی بچه به دنیا اومد که تا اونموقع حداقل پنج شش ماه مونده
3- اینو قبلا اشاره کردم که یک شبه نمیشه بین دو قلعه محاصره شده رفت و آمد کرد.
|

1- صنوبر و ندیده ولی نقل شو که شنیده یه جورایی میخواستم شخصیت صنوبر و خیلی اغراق آمیز کاریزماتیک و مورد پرستش مردم سیلورپاین قرار بدم مثل شاه عباس خودمون که یه زمانی هر کی هر افسانه ای بلد بود ربطش میداد به شاه عباس( در دوران جدید رضا شاه این جوریه ) اینم میخواسته بگه اسپروس پیشرفت داشته و عاقل تر و کاریزماتیک تر شده شبیه جدش شده شبیه خاطراتی که ازش میگن
2- بلی درسته
3- چاره ای نداشتم مجبور بودم میفهمی مجبووووورررر!!!!!