مهرنوش :
|
قسمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
|
چهل و سوم
|
فرک
|
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
|
|
|
|
نقاط ضعف:
قسمت اول داستان واقعا خالی از هر نوع محتوا و پر از تناقض بود، چطور در قسمت های قبلی جاسوس های ریورزلند به شورای فرماندهی حتی گزارش می دادند که توی جیب فلان سرباز چی هست ولی اخبار سقوط قلعه ی پالویرا یعنی مهمترین رویداد جنگ تا امروز از طریق سفیر در سیلورپاین به شورا مخابره شد! حتی اخبار بندر بوگوتا در نزدیکی مرزهای ریورزلند!
برای چندمین بار نتیجه ی جلسه شورا اعلام آماده باش به ارتش بود که چون ارتش در تصمیمات قبلی شورا در آماده باش بود این موضوع به نظر من بی معنی بود.
در همین زمان که شما در این سطح از بیخبری در مورد سقوط قلعه پالویرا قرار داشتید چطور از نزدیک شدن ارتش بازگشته از شرق اکسیموس ها به پالویرا مطلع شدید در حالی که هنوز حتی اکسموس ها هم بهش اشاره ای نکردن!
در حالی که نشانه ها همه از قدرت دزرتلند حکایت می کرد که یا قدرت عجیبی بدست آورده در تسخیر قلعه های بسیار قدرتمند و یا در رده های فرماندهی بالای اکسیموس نفوذ کرده و خیانت در ارتش اکسیموس شروع شده، چطور شورا به این نتیجه رسید که ورق بزودی به نفع اکسموس ها برمی گرده در حالی که هنوز سیلورپاین هم از اتحاد با دزرتلند خارج نشده؟
ببخشید که اینجا هم زیاد انتقاد کردم :دی
|

مهرنوش جون باز هم با نحوه ارزیابیت اصلا موافق نیستم. دوباره بگم به امتیاز کاری ندارم. در جواب نقدت اینا رو نوشتم:
در قسمت چهلم که توسط بهزاد نوشته شده می خونیم:
"اونها در قاره شرقی مشغول عملیات هایی بودن تا بتونن نظر آرگونها رو برای یک اتحاد استراتژیک بلند مدت جلب کنن. بخش بزرگی از ارتش به همراه لشکر نسبتا بزرگی از ارتش آرگون به خاک اکسیموس رسیدن و در مسیر پالویرا قرار دارن. صف اول نیروها احتمالا همین امشب وارد پالویرا میشن."
اصلا به همین دلیله که آندریاس گیر داده همین امشب پالویرا باید فتح بشه. پس بدیهیه که خبر سقوط پالویرا و بازگشت ارتش شرقی همزمان به ریورزلند رسیده، البته همه کشورها در شرایط جنگی فقط یک منبع خبر ندارن، مثلا باید می گفتم البته این خبر از طریق چندین منبع دیگر نیز به پایتخت ریورزلند رسیده بود! ؟ ولی آنها در جلسه به پیام فرانسیس که به تازگی رسیده بود پرداختند.زیرا اسپارک اشاره کرده بود با بازگشت ارتش شرقی و تعداد زیادی از ارتش آرگون که معلوم نیست تنها ارتش ارسالی از سمت شرق هستند و ممکن است فوجهای دیگری نیز در راه باشند ، ممکن است ورق برگردد. -اشاره اسپارک به برگشتن ورق هیچ ربطی به خروج آکوییلا از جنگ نداره چون هنوز رخ نداده بلکه به شرکت آرگون در جنگ ربط داره که اتفاق افتاده- همینطور قضیه کتیبه