مهرنوش :
فرک جون سلام
فکر کنم اشتباه متوجه شدی، من گفتم که اونموقع احتمالا تهیه همچین ماسکی خیلی مقدور نبوده ولی از این قسمت داستان خیلی خوشم اومد و برای این موضوع ماسک اصلا امتیازی کم نکردم.
انتقاد من از جلسه شورا بود و بدون محتوا بودن و متناقض بودن رو در مورد اون قسمت نوشتم، نقد های بلافاصله طبیعتا اینقدر عمیق نبودن و منم از خیلی از نقد های تو در مورد خودم خیلی تعجب کردم، این موضوع ممکنه مربوط به اختلاف در زاویه نگاه باشه.

مهرنوش جون سلام، کاملا متوجه شدم که نقدت مربوط به کجای داستانه، انگار تو متوجه نشدی که من دو بار نقل قول کردم و قسمت ماسک که در بخش نقاط قوت به صورت نکته بیان کردی رو از قسمتی که در قسمت نقاط ضعف نوشتی برای همین جدا جواب دادم.
جوابم رو دوباره میذارم:
در قسمت چهلم که توسط بهزاد نوشته شده می خونیم:
"اونها در قاره شرقی مشغول عملیات هایی بودن تا بتونن نظر آرگونها رو برای یک اتحاد استراتژیک بلند مدت جلب کنن. بخش بزرگی از ارتش به همراه لشکر نسبتا بزرگی از ارتش آرگون به خاک اکسیموس رسیدن و در مسیر پالویرا قرار دارن. صف اول نیروها احتمالا همین امشب وارد پالویرا میشن."
اصلا به همین دلیله که آندریاس گیر داده همین امشب پالویرا باید فتح بشه. پس بدیهیه که خبر سقوط پالویرا و بازگشت ارتش شرقی همزمان به ریورزلند رسیده، البته همه کشورها در شرایط جنگی فقط یک منبع خبر ندارن، مثلا باید می گفتم البته این خبر از طریق چندین منبع دیگر نیز به پایتخت ریورزلند رسیده بود! ؟ ولی آنها در جلسه به پیام فرانسیس که به تازگی رسیده بود پرداختند.زیرا اسپارک اشاره کرده بود با بازگشت ارتش شرقی و تعداد زیادی از ارتش آرگون که معلوم نیست تنها ارتش ارسالی از سمت شرق هستند و ممکن است فوجهای دیگری نیز در راه باشند ، ممکن است ورق برگردد. -اشاره اسپارک به برگشتن ورق هیچ ربطی به خروج آکوییلا از جنگ نداره چون هنوز رخ نداده بلکه به شرکت آرگون در جنگ ربط داره که اتفاق افتاده- همینطور قضیه کتیبه
در ضمن من کاملا نظرم رو همون زمان که قسمتها رو می نوشتیم صریح می گفتم-چه در کافه چه درخصوصی- و هیچ موردی نیست که وقت نوشتن من تقدیر کرده باشم و الان ایراد بگیرم و اگه حوصله نداری بگردی پیدا کنی می تونم خودم دونه دونه مصداقش رو برات توی صفحات قدیمی کافه پیدا کنم.-البته میدونم این بحث برای الان فایده ای نداره اما کلا اعتقادی ندارم آدم باید سکوت کنه اینجور مواقع و خیلی بهتره بگی چی فکر می کنی و بشنوی طرف چی فکر می کنه و تا اونجا که میشه با اینکار از سوتفاهم های آینده جلوگیری کنی، در عین حال این اعتراض من از روی صداقت و دوستی هست-