نوشان :
مهرنوش :
نوشان :
|
سمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
|
37
|
مهرنوش
|
عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف
|
|
نقاط قوت:
1- قسمت آخر که مربوط به نجات دادن جافری بود خیلی قشنگ بود
2- قسمت مربوط به تخلیه به سمت کارتانگا هم خیلی خوب بود
|
|
نقاط ضعف:
1 –به من بگو که اگر اشتباه میکنم فرصت داشته باشم امتیاز رو درست کنم چون متوجه نشدم که من دارم اشتباه میکنم یا تو اشتباه نوشتی
تو قسمت قبلت شاه گفت یه پیک بفرستید که پلین بیاد پایتخت ولی تو قسمت جدید پلین تصمیم گرفت سرپیچی کنه و بره به پالیورا در اینجا باید منتظر عواقب این سرپیچی باشیم حتی شده یه تذکر کوچک اما به جاش میخونیم که پادشاه بعد از استقرار در کارتانگا(به این زودی چرا پایتخت و ول کردند؟ شاید به خاطر احساس خطر) دستور داد نیمی از این ارتش و نیمی از اون در پالیورا منتظر پلین باشن مگه پلین قرار نبود بره پایتخت؟
اگر این موضوع اشتباه فهمی من باشه امتیاز این قسمت خیلی خوب خواهد بود
2- ماجرای تاثیر کتیبه ها که باعث سرعت بخشیدن به تربیت سرباز شده یهتر بود یه کم بیشتر پرداخته میشد که چجوری باعث این سرعت شده؟ یعنی آدمها باهوش و قوی شدند؟ درختها سریعتر رشد میکنند؟
|

نوشان جون برای اینکه این دستور پادشاه رو درک کنیم نیاز به نقشه هست، شاه دستور داد که پلین و افرادش از طریق بندر مونتارین برگردن به پایتخت، یعنی از بندر جنوبی با کشتی برگردن به پایتخت یعنی نزدیک ترین بندر به میدان جنگ، که بعدا بتونن خودشون رو به میدان جنگ برسونن، پلین هم همینکار رو کرد، یعنی نیروهای پیاده نظام اصلی رو با کشتی به پایتخت فرستاد که در قسمت ها بعدی می بینیم که با تاخیر به میدان جنگ می رسن ولی پلین تصمیم گرفت برای زودتر رسیدن با سواره نظام سبک از راه زمینی خودش رو برسونه که فکر نمی کنم این عمل که منظور پادشاه رو تامین کرده سرپیچی به حساب بیاد، احتمالا بهتر بود یک خط بیشتر توضیح می دادم.
در مورد تاثیر کتیبه ها هم برای فرک جون در نقد ها توضیح دادم، مجیک یک چیز منطقی نیست که ما دنبال منطقش بگردیم، هیچ منطقی نداره ولی اثر می کنه، مثل اینکه مثلا سوزن جادوگر تو زیبای خفته چی بهش بود که باعث خواب طولانی شد؟ سم توش بود؟ داروی خواب آور؟ هیچی فقط جادو بود و بوسه ی شاهزاده چی داشت؟ داروی ضد بیهوشی؟ هیچی؟ اونم جزو جادو و داستان مجیک بود.


ببین این که سوزن میره تو یه دست و باعث خواب میشه اتفاقا خیلی روشنه چون روند ماجرا معلومه ولی اگر مینوشتن جادوگر اومد زیبای خفته رو خواب کرد رفت اونوقت نمیپرسیدیم چجوری؟ دارو داد؟ ورد خوند؟ سوزن سمی داد بهش؟
یا در مورد بوسه شاهزاده هم قضیه روشنه زیبای خفته با بوسه بیدار شد نه با معجون یا ورد یا هرچی
ولی در مورد روند تاثیر کتیبه ها معلوم نیست چجوری اثر کرده. این روند یه روند جادویی خواهد بود مسلما ولی بالاخره یه چیزی هست دیگه . مثالم زدم مثلا سربازها باهوش تر و قوی تر شدن درختها سریعتر رشد میکنند و یا.....
اینو بهتر بود مینوشتی
ببین ساختن دیواری در این حد قطور تو یک سال معمولا شدنی نبوده و یه نکته دیگه هم اینکه تو تراوین هم اگر دقت کرده باشی هر قومی رو یه چیزی قوی بودن یا دفاع قوی یا حمله قوی و یا دفاع و حمله در یک سطح ولی نه به قوت اون دوتای دیگه
این که تو در عرض یک سال 10 تا قلعه با دیوارهایی با اون قطر ساخته باشی و ارتشتم به این قدرت باشه غیرمنطقیه بالاخره هرقومی یه نقطه ضعفی داره

در مورد کتیبه ها فقط نحوه ی پیدا کردن و اینکه چطوری باید اثر کنن مشخص هست، که باید در یک مکان تاریک در یکی از معابد اصلی قرار بگیرن ولی اینطور نیست که سربازها باهوش تر بشن و یا اینکه درخت ها سریعتر رشد کنن کلا با چیزهای منطقی سروکار نداره
در مورد قلعه ها هم من نگفتم در عرض یکسال ساختیم! از روز اول پادشاهی اکسیموس هفتم این سیاست توسعه ای وجود داشته ولی به اینکه دقیقا از چه سالی ساخت این قلعه ها شروع شده رو من اشاره ای نکردم، فقط در مورد سرعت گرفتن این ساخت و سازها در سیزن قبلی صحبت شد.