نوشان :
مهرنوش :
در ضمن قلعه ها هم یکیش در یک روند طبیعی و یکی با سرعت خیلی زیاد تسخیر شدن، اتفاقا من اصلا جوری ننوشتم که این قلعه ها غیر قابل تسخیر بنظر بیان.

دقیقا قلعه پاپایان و من نوشتم فرو ریخت هی رفتم اومدم دیدم این قلعه رو دارن میکوبن ولی سرپاست خسته شدم نوشتم ریخت

چی بگم والا!
الان می خواستم یه نقد بذارم که از یکی از قسمت هات انتقاد کردم، حالا که این صحبت کش پیدا کرده یهو فکر نکنی لج کردم ها!
خودم همچین برداشتی ندارم از قدرت اکسیموس ها، خودم قسمت های زیادی رو با حوصله در مورد شکست ها و تحقیر شدن های اکسیموس ها نوشتم و برای همین متاسفانه خیلی درک نکردم که منظورت چیه؟!