نوشان :
|
قسمت
|
نویسنده
|
امتیاز
|
|
43
|
فرک
|
عالی/خیلی خوب/خوب/متوسط/ضعیف
|
|
نقاط قوت:
1- توصیف مهار کردن نیزه خیلی قشنگ بود
2- اون دوتا لرد که سر شروع جنگ با هم اختلاف داشتن ولی یکیشون خودشو به نشنیدن زد و ... خیلی خوب و قشنگ بود
|
|
نقاط ضعف:
1- قسمت مربوط به جلسه مشکل سناریو داشت به نظرم یعنی حرفهایی ه زدن و اینا بچه ها همه رو توضیح دادن من دیگه تکرار نمیکنم
2- وقتی از گاز سمی رد شدن بهتر بود با مدافعین هم مواجه میشدن اینجوری معنیش اینه که دیده بانِ بعد از استفاده از گاز سمی رفته قایم شده و منتظر نمونده که اثر کارشو ببینه بهتر بود وقتی میدید اینا ماسک دارن و گاز مشکلی براشون ایجاد نکرده بره و با یه سری مدافع بیاد که اینا راحت نرن تو غار
3- من همچنان با علت راضی شدن مردان بی سرزمین مشکل دارم ترس از مرگ نمیتونه اینا رو مجبور به فرمانروی کنه میگن میمیریم ولی تن به ذلت نمیدیم ( البته مردهای خودتن شاید اینو نگن ولی اونجور که تو معرفیشون کردی حتما میگن) حتی اگر بخواد بین اونها و ارتش جنگ بشه
4- بازبی یهو چه خوشش اومد از سیمون کاش قبلش بیشتر به این اعتماد شکل گرفته پروبال میدادی
|

مردان بی سرزمین که اومده بودن پایتخت کلا ده نفر بودن، 8 تا توی غار یکی بیرون پنهان شده بود و نفر دهم بازبی.
دلایل مردان بی سرزمین رو توی خصوصی به صورت مفصل توضیح دادم حتما قانع نشدی که چند بار نوشتی.
از سیمون خوشش نیومد نمیخواست همشون اونجا به علت اشتباه اون کسی که نیزه رو پرتاب کرد کشته بشن. آدمهایی که صلح میکنن در چنین شرایطی فقط میخوان زنده بمونن برای احتمالات آینده