نوشان :
مردان بی سرزمین که اومده بودن پایتخت کلا ده نفر بودن، 8 تا توی غار یکی بیرون پنهان شده بود و نفر دهم بازبی.
دلایل مردان بی سرزمین رو توی خصوصی به صورت مفصل توضیح دادم حتما قانع نشدی که چند بار نوشتی.
از سیمون خوشش نیومد نمیخواست همشون اونجا به علت اشتباه اون کسی که نیزه رو پرتاب کرد کشته بشن. آدمهایی که صلح میکنن در چنین شرایطی فقط میخوان زنده بمونن برای احتمالات آینده

جز دلیل سومت باز قانع نشدم
حالا اینا مهم نیست
اگر موافقی تو خصوصی یه مذاکره کنیم این مردان بی سرزمینتو کار دارم

این آدمها مسلح نیستن اصلا شمشیر زنی شاید بلد نباشن. جادوگرن
باید برات کامل در موردشون توضیح بدم که چه قابلیتهایی دارن و چه کارهایی ازشون برمیاد بعد اگه دیدی به درد داستانت میخوره قابل شما رو ندارن 