بچه ها اینم بگم که من امیدوار بودم صحنه های جنگ این داستان کمتر باشه اما انگار تا آخر فصل چهار فقط قرار صحنه جنگ بنویسیم.
مگه الگوی ما گیم آف ترونز نبود؟
چند تا صحنه جنگ و فتح قلعه داریم اونجا؟ چند درصد فیلمه؟
خب من علاوه بر اینکه یکی از نویسنده های این داستان هستم، خواننده ش هم هستم لطفا داستان رو برای خواننده هایی مثل من بورینگ نکنید. یه نگاه و مرور مجددی به الگومون بندازید. درسته که محور داستان مشابه هست اما چیزی که اون سریال و دیدنی می کنه. دیدن تمام جوانب زندگی انسان هست. جنگ، فقر، عشق، سیاست، اخلاق، آرزو و رویا، پیشرفت، زیاده خواهی و ....
ازتون به عنوان خواننده داستان تقاضا می کنم این خواسته رو وقت چیدن طرح داستان توی ذهنتون و وقت نوشتن داستان خودتون مد نظر قرار بدید.
من دوست داشتم که یک شخصیت داستان مظهر تفکر بود یکی سیاستمدار و آب زیرکاه، یکی ساده و خیالپرداز، یکی بیش از حد اخلاق مدار و اینکه میدیدم داستان هر کدوم از این آدمها چی میشه برام لذت بخش بود. هربار فکر می کنم که ادارد استارک شخصیت مورد علاقه من کجای کار رو اشتباه رفت ،آیا واقعا اینهمه خوب وبد رو مطلق دیدن خوبه؟ یا اینکه باید همیشه قانون حرف اول و آخر رو بزنه-طبق قانون استنیس باید شاه بعدی میشد- کار درست چه کاری بود؟
الان شخصیت داستانهای ما هر کدوم نماینده چه دیدگاه و طرزفکری هستند؟ به قول نوشان تو خصوصی برام نوشته بود اکثر شخصیتهای داستان ما به یک اندازه خوبن. یا خوبن یا بد هستند. من خودم سعی کردم برای بعضی شخصیتهای داستانم نقطه قوت و ضعف تعریف کنم. شما هم این کار رو کردید. اما فکر می کنم باید به این چیزها هم بیشتر فکر کنیم تا داستانمون خوندنی تر و قشنگ تر بشه.