بهزاد من مثل همیشه از داستانت لذت بردم اما دیالوگ مارتین و مادونا همون قضیه کاشان و کاشانک شده به نظرم این چیزی که میگی اصلا مفهوم نیست. خیلی سربسته نوشتی
نکنه منم مثل مادونا خنگم؟
ببخشید ها مادونا خیلی هم شارپ و باهوشه و جواب مارتین رو هم داد....اییییییییییییییییش
قبول کن دید سیاسی نداره و تو حاشیه ست، دنبال عشقولک بازیه ( تعریف دیگری از خنگ)
قسمتی که من نوشتم رو بخون نظرت عوض میشه. مادونا کم سن و ساله اما به زودی نقشش رو به عنوان ملکه آینده دزرتلند می پذیره و این قسمتی که نوشتم نقطه عطف زندگی مادوناست. اون با دنیای کودکی خودش خداحافظی می کنه البته یک شبه نمی تونه به یک بانوی بادرایت تبدیل شه ... اما خواستن بعلاوه مرور زمان این قضیه رو حل می کنه.