نوشان :
بهزاد من مثل همیشه از داستانت لذت بردم اما دیالوگ مارتین و مادونا همون قضیه کاشان و کاشانک شده به نظرم این چیزی که میگی اصلا مفهوم نیست. خیلی سربسته نوشتی
نکنه منم مثل مادونا خنگم؟


نه اینطوری که شما دو نفر میگید، این دیالوگ در نیومده. البته من توی 24 ساعتی که فرصت داشتم به دیالوگ ها و پیشنهادات دیگه فکر کردم اما هیچکدوم نمیتونست حق مطلب اون چیزی که توی ذهن من بود رو بهتر ادا کنه. دلم نمیخواست ساده سازیش کنم. پس این رو بذارید به حساب نقطه ضعف من که نیاز داشتم یه دیالوگ پیچیده اما قابل فهم بنویسم، ولی نتونستم و در نهایت قابل فهمتر بودنش رو فدای پیچیدگیش کردم.