مهرنوش :
این توضیحاتی که دادید درسته ولی با ذهنیت من از دنیای قدیم همخونی نداره، در زمان حمله و پیروزی البته حضور شاه مهم و حیاتی هست ولی حضور ولیعهد یا فرمانده ارتش کفایت می کنه ولی معمولا در لحظات سرنوشت ساز و فشارهای سنگین سربازها و فرمانده ها دچار تردید و یا اختلاف نظر می شن و دلشون خالی می شه و در دنیای قدیم وقتی شاهشون رو می دیدن یا حضورش رو احساس می کردن دلشون قرص تر می شد، من سعی کردم در سرزمین اکسیموس ها اینو نشون بدم، یعنی وقتی اکسیموس ها دچار چند مرحله شکست شدن با اینکه هنوز مقدور بود یک شکست بزرگ دیگه یعنی سقوط کارتاگنا رو هم تحمل کنند و در پایتخت به دفاع ادامه بدن شاه تصمیم گرفت به صحنه بیاد و برای نشون دادن اقتدار امپراتوری و حفظ انسجام ارتش در خط مقدم (هر چند بصورت غیر نظامی) حضور پیدا کنه و خط قرمز رو کارتاگنا معرفی کنه
البته هر جایی این موضوع با سلیقه نویسنده نوشته می شه ولی به هر حال من انتظار دارم که رومل در این روزها وقتش رو به اولویت اصلی اختصاص بده

من خیلی موافق مشابه بودن شرایط نیستم.
اتفاقا اگه بخوایم وارد جزییات بشیم، اولین واکنش پادشاه اکسیموس و حضور فیزیکی کنار سربازانش درست همونجا توی کارتاگنا بود، در حالی که تقریبا یک سوم از کشور رو از دست داده بودن که به نظر من خیلی با تاخیر بود.
اما الان سربازهای ما حتی نمیدونن دقیقا چی شده و وخامت اوضاع چقدر خواهد بود و تا حالا توی جنگ یه شکست مهم هم نخوردن و روحیه بالایی دارن. اینکه شاه ما بخواد حضور فیزیکی کنار ارتش داشته باشه و تا نیمه های کشور شما تو این شرایط بیاد جلو(در حالی که دیگه نمیتونه مثل یک پرچمدار خودش مبارزه کنه) خیلی به نظر منطقی نمیاد. اما اینکه وقتی عقب نشینی اتفاق بیفته، رومل میتونه نقش خیلی مهمی توی بازگشت روحیه به سربازها(که اون موقع متحمل شکست هم شدن، ما میدونیم اما خودشون هنوز نمیدونن) ایفا کنه، درسته و به موقعش اتفاق میفته.