خوب خوب خوب الحق والنصاف(نمی دونم املاش درسته یانه)هر چی بیشتر میریم جلو جایی برانقد نمیمونه
ولی یه چیز دیگه زمانی که که یکی از شخصیتا زخمی میشه یا میمیره که فک کنم همتون یه همچین صحنه هایی نوشته بودین از وخامت کسی که زخمی شده یل دردش یا حسی که داره خیلی نگفتین تا خاننده رو با خودش همراه کنه مثلا وقتی پایان تیر می خورد بهتر بود تا در کنا کسی که دوسش داره بمیره یا کمی از دردش یا آرزوهاش به خاطر می آورد یا صورت خندون خواهر .اینو مثال زد مثلا براتیر خوردن آداکس یا مردن شبین هم می تونست استفاده بشه