مهرنوش جون منم از داستانت خيلي لذت بردم ونكته مثبتش به نظرم پرداختن به احساسات شخصي اين آدم هاي مهم بود قضيه مرغ دانا هم خيلي چسبيد
سوالي كه دارم مثل بهزاد مورد قاره شرقيه. منم راستش خيلي سر از كارشون در نياوردم ولي اينو ميزارم به حساب رمز و راز داستان و توصيه ميكنم به فكر روشن كردنش باش
يه چيز ديگه بد نيست تو قسمت اول كه يه توضيح به جا و كامل از كتيبه ها داشتي اشاره كني كه كتيبه هشتم چرا پيدا نشده يا مثلا تروپي و سيمپرسون اومدن اينا رو قانع كردن بيخيال پيدا كردن كتيبه ها بشن يا مثلا يه عاىلت ديگه داشته مثلا يه جاييه كه پيدا كردنش سخته البته پيشنهاد من اينه كه اينا ميتونن پيدا كنن و ميخوانم بكنن ولي اسپروس ميتيكومان وار مياد و ميگه: دست نگه داريد!!! اون كتيبه لعنتي را به خال خودش بگذارد


منتظر نظراتتون هستم
هاااا اينم بگم از نظر من هر چقدر ميخواي طولانيش كن يا دو قسمتش كن هرجور مايلي