نوشان :حالا یه سوال
برای قسمت ریورزلند من باید یه قسمت جنگ بنویسم بین نیروی های عقب مونده ارتش غربی و باسمن ها به نظرتون اینا الان کجان؟ قبل باراد لندن یا بعدش؟
من تصورم این بود که الان بارادلندو رد کردن و به محاصره اونجا اکتفا میکنن ولی با خوندن اون قسمت بهزاد فهمیدم اشتباه کردم این کار انگار منطقی نیست حالا چی میشه؟ به نظرتون اشاراتی که قبلا به محاصره احتمالی بارادلند کردم ضایع بود؟
البته تو این سبک از داستان نویسی اینجور تغییرات در روند داستان به نظر اجتناب ناپذیره.
ببین تا اونجایی که من از داستانت میفهمیدم احساس کرده بودم که ریورزلندی ها بارادلند رو محاصره کردن نه باسمن ها! اگه نه کلا درک درستی نداشتم ازین قسمت.
ولی اگه درست فهمیدم اینکه ریورزلندی ها بارادلند رو با بخشی از ارتش محاصره کرده باشن که ببینن چی میشه منطقیه و مشکلی نداره. باسمن ها هنوز به بارادلند نرسیدن اما خیلی نزدیکن یا با این تروری که اتفاق افتاده ممکنه ازونی که ما فکر میکنیم هم نزدیکتر باشن!
ولی من فکر میکنم چاره ای جز درهم شکستن بارادلند ندارن مگه یهو موناگ یه چیزی در آستین داشته باشه و همراهیشون کنه و مثلا حفظ امنیت ریورزلند و راه ارسال تجهیزات و تدارکات رو بسپرن بهش. ولی محاصره بارادلند توسط باسمن اصلا منطقی نیست.
اینکه جنگت کجا پیش میاد و چه بلایی سر نیکلاس بوردو اومده رو میتونیم یه هماهنگ ریز بکنیم یا نه خودت سوپرایز گونه بنویسی که منم لذتش رو ببرم.
اما اگه لازم دیدی حتما آماده م که بیشتر در موردش صحبت کنیم.