ممنون بچه ها از نظراتتون 
نوشان شاردل نگفت که از گودریان تشکر میکنم که گذاشت با ما بیای. به بنت گفت با اینکه خوب تو در حالت دفاع از قلعه تون جلوی ارتش گودریان بودی و قاعدتا باید ازت متنفر میبود ولی اونم با انتخاب تو موفق بوده ببین چقدر همه روت حساب میکنن. پس ناامیدمون نکن.
در مورد نقشه بنت هم اینبود که چندتا مسئله رو در نظر گرفت. یکی اینکه جمع شدن توی پیلار که قلعه خیلی مستحکمی نیست، باسمن ها رو البته از یه راه صعب العبور اما به هر حال خیلی نزدیک میکنه به بندرهای حیاتی دزرتلند که قاره خیلی به تولید کشتیش امید بسته.
در عین حال داره روی این ریسک میکنه که مثلا مطمئن شده که باسمنیا میخوان به دیمانیا حمله کنن و نقشه ریسکیش رو طوری چیده که مردم پراکنده بشن و فقط هر طور شده خودشون رو به خاک دزرتلند برسونن از لالوی کوهها و ... و اصلا متمرکزشون نکنه. اینطوری فکر میکنه که باسمن ها قید کشتنشون رو میزنن و بعدا توی خاک دزرتلند یه جوری خودشون رو نجات میدن و درین صورت ارتش باقیمونده غربی و ارتشی که با شاردل اینا اومده و مدافعان دیمانیا زودتر میتونن خودشون رو هماهنگ کنن که دفاع و البته حمله ای که مدنظر بنت هست رو ساماندهی کنن و لازم نیست همه ش مردم رو اسکورت کنن.
اون یکی ارتش هم که دست سیمون و بوردو بود که الان فقط سیمون هست، میتونه از پشت برسه و باسمن ها رو تو شرایط بدی قرار بده.