بهزاد لابی :اون حضور و سنگینی فضای دربار باسمن خیلی جالب دراومده بود.
من نکاتی رو که به ذهنم میرسه هم اونایی که سوال دارم یا نقد دارم، قاطی برات مینویسم.
اول اینکه آکوییلا با توجه به شرایطش که کلا زندگیش رو به تسوکا مدیونه ، دلبانم که نداره و دیگه گرفتن سیلورپاین به روش قبلی و حفظش براش تقریبا غیرممکنه و عملا اومده که فقط بخشی از نقشه جاه طلبانه تسوکا باشه و چیز بیشتری در حال حاضر نداره، چطور یهو مخالف خواست تسوکا عمل کرد و حتی موضعش جلوی تکاما رو هم ظعیف کرد و از الان خط و نشون کشیدن رو شروع کرد؟
ببین من نمیدونم درست یا غلط ( شما بگید) میخوام نشون بدم آکوییلا خودشو از تک و تا ننداخته، تسوکا یه آدم سیاس و موزماره مثل مثلا کفتاره اما آکوییلا عقابه مغروره و خودشو از تک و تا نمیندازه با این که الان دستش به جایی بند نیست ولی با کاریزماش باید کاراشو پیش ببره . من یه جمله ای گفتم از زبون آکوییلا که درست میدونمش اونم اینه که میگه من برای اداره سیلورپاین ارتش نمیخوام، البته منظورم این نیست که کلا بدون ارتش اداره کردنش شدنیه، منظورم اینه که برای شروع میتونه اونقدرام قوی نباشه ولی با کاریزما و هوشش کاراشو راست و ریس میکنه، واسه نشون دادن اینا، نخواستم خیلی ذلیل نشونش بدم ولی در عین حال یه جاهایی یه خودی هم نشون بده، میخواستم بگم یادش نرفته اینا که رو به روش هستن چه بی معرفتیایی کردن و حرفشم میزنه، حالا اگه رویکردش غلطه به هر دلیل من تا ساعت ۸ وقت چلنج کردن دارم و اینکه تهش میتونم پاک کنم دوباره بذارم پستو که وقت بخرم
مورد بعدی اینکه تکاما الان چرا حاضر شد با آکوییلا صحبت کنه و قرارهایی باهاش بذاره، چه کاری از دست آکوییلا جلوی کیتایا بر میاد که تکاما میدونه و بر ما پوشیده ست؟ و اینکه کیتایا چرا باید یهو آکوییلا رو جدی بگیره و باسمن ها رو بیخیال شه بیاد با این یه نفر آدم خودش رو درگیر کنه؟کیتایا این جادوی سیاه و فعال کرده که باسمن ها بتونن انتقام بگیرن ولی بعدا که خودش با پادشاه باسمنها مشکل پیدا کرده باطلش نکرده یه جورایی میخواد انسانها همدیگه رو بکشن و همه چی تموم بشه. حالا تکاما چه سودی از همکاری با آکوییلا میبره؟ تکاما میخواد آکوییلا رو طعمه کنه دیدی بعضیا یه بدل دارن؟ اینم میخواد آکوییلا رو بزاره تو چشم ، حالا تو قسمتهای بعدی نشون میدم که آکوییلا رو هی گنده میکنه حالا نمیدونم تونستم خوب توضیح بدم و منطقیه یا هنوز غیر منطقی به نظد بیاد، باز به نظرم میتونیم باهم چلنج کنیم تا یه ایده شسته رفته تر پیدا کنیم
مورد بعدی این بیماری که شیوع پیدا کرده، در واقع اگه برای باسمن ها چالش بزرگتری بشه تا ما، ادامه داستان میخواد به چه سمتی بره؟
ببین ابنکه داستان به چه سمتی بره و بیماری از کی بیشتر قربانی بگیره رو با هم مشخص میکنیم این فقط تصور باسمنهاس ا نا یه نشونهایی دارن این بیماری رو هم بخاطر ترسشون به ضرر خودشون تفسیر کردن میتونه اینجوری نشه، اصلا قصد نداشتم بگم این حدسشون درسته
چون با اینکه اتفاقات سنگینی بخاطر این بیماری میفته اما به نظرم نباید کل جبهه های جنگ رو تحت تاثیر خودش قرار بده. یعنی ما میخوایم اینو به شکل طلسمی ببینیم که یهو باطل میشه و همه خوب میشن؟ نه اینجوری که خیلی جالب نیست بهتره عقرب سرخ حتما درگیر شه
یا مثلا کارایی میکنیم که کشته های کمتری بده ولی تا حدی درگیرش بمونیم؟ منظورم اینه که اگه طاعون طور بخواد نابود کنه که زیادیه چون دو تا ارتش میخوان شکل بگیرن و با هم بجنگن اگه خیلی وحشتناک باشه همه صفوف ارتش ها رو درگیر کنه، کل داستان رو بخودش میگیره که به نظرم اوکی نیست.
دقیقامن تو فکرم این بود که با چندتا تصمیم سخت و دردناک جلوی شیوعش رو طرفین تا حد زیادی توی ارتش هاشون بگیرن و مثلا شاردل اینا ازش سواستفاده کنن و قلعه رو هم درگیر این بیماری کنن که اونا نتونن اون تو بمونن تمام مدت و خر تو خر بشه یکم اونجا، اما با یه سری تصمیم های سخت ولی بازم نذاریم راهش به درون دزرتلند و بقیه جاهایی که دستمونه باز بشه.
این تیکه نفهمیدم منظورت چجوریه بیشتر توضیح بده ولی بالاخره منم ترجیحم اینه که این ماحرا نه اونقد گنده شه که کل جنگ و تحت شعاع قرار بده نه اونقدر فرتی بایه طلسم باطل شه که مسخره شهاین حرکت اسپروس به سمت کیتایا میتونه اگه همینطور منطقی بمونه خیلی جالب بشه و بتونه از موانع رد بشه و اون تلسم رو باطل کنه که کتیبه آخر رو بتونیم آزاد کنیم. همینطور منطقی و پر کشش ادامه ش بده

بهم کمک کنید که اگه اشتباه کردم بر طرفش کنم 😁