خانه
761K

کافه نویسندگان

  • ۱۲:۴۴   ۱۳۹۹/۱/۳۱
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :
    مهرنوش :بچه ها نوشتم، فوری بخونید و نظر بدید که وقت اصلاح داشته باشم.

    سلام مهرنوش جون داستان هیجان انگیز و قشنگی بود چنتا نکته

    اول این که تسوکا الان تو باسمنیا با آکوییلاس اگه منظورت پسر تکاما بوده باید بنویسی دایسوکه، به نظرم اسم ناکامورا رو هم حتما بیار ناسلامتی اون فرمانده ارتشه و دایسوکه خیلی کاره ای نیست مغز متفکر ناکاموراس 

    اون قسمای که راجع به ناکامورا نوشتم و بخون ۴ قسمت قبل بود فک کنم بهزادم نوشته راجع بهش، 

    دوم این ایده روی درخت بودنشونو من دوست ندارم نمیگم غلطه فقط با اون چیزی که تو ذهن منه ازشون همخونی نداره، ما وقتی میگیم رو درختن نمیتونیم خیلی با ابهت و ترسناک تصورش کنیم میدونم احتمالا میخواستی غیر متمدن بودنشونو نشون بدی ولی با تصورات من همخون نیست، حالا بزار بهزادم نظر بده اگه از چشم اون عادی بود اون موقع معلوم میشه من باید دیدمو تغییر بدم

    در مورد فرانسیس من الان با چیزهایی که نوشتی اوکی ام بیشتر هدف این بود که نزدیکیش به شاردل مشخص بشه که شد

    خود ماجرای جنگ و اینا رو من نظر تخصصی ندارم در کل خوندنش لذت بخش و هیجان انگیز بود

    لطفا برای ادامه داستان منو راهنمایی کن 

    سلام نوشان جون

    15 15 15

    وای چه سوتیی دادم! 

    آره منظورم دایسوکه بود! الان درستش می کنم. 4

    در مورد روی درخت رفتن هم حق با توعه، خودمم خیلی دو دل بودم و بعد از اینکه نوشتم می خواستم پاکش کنم.

    اونم درست می کنم و اطلاع می دم.

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان