۱۳:۰۴ ۱۳۹۹/۷/۱۳
قسمت هشتادم خوانده شد.
همیشه لحن داستان گویی نوشان رو دوست داشتم. آفرین نوشان خوش درخشیدی. دو تا مطلب یکیش اینکه وقتی اینقدر در داستان گویی خوب ظاهر میشی با استفاده از یک دیالوگ قرضی "پیشنهادی بهش دادم که نتونه رد کنه" امضای خودت رو کمی خدشه دار کردی.
دوم اینکه اتان اصلا به پدرش شبیه نبود حتی به شاردل بلکه کاملا شبیه خاله مادونا بود کسی که در ریورزلند حضور نداشت برای همین کسی به شباهتشون دقت نمی کرد. اگه در حدی که تو گفتی شبیه پدرش بود که خیلی زود قضیه لو می رفت. البته من این قضیه شباهت رو توی قسمتهای خیلی قدیمی تر گفته بودم پس کاملا حق داری که فراموش کرده باشی از این جا به بعد خواستم قضیه یادت باشه. اتان و مادونا مو طلایی و روشن هستن. شاردل و لابر موهای تیره دارن موهای لابر فر هست.